معين الدين نطنزى

79

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

خوش محاورت ، صاحب جمال بود . عدالت و حسن‌خلق او شهرتى تمام دارد ، اما به سبب كفرانى كه نسبت به درگاه جهان‌پناه حضرت سلطان غازى ظاهر كرد ، آن همه اخلاق حميده و صفات پسنديدهء او ضايع و مهمل بماند . و آن‌چنان بود كه حضرت سلطان غازى به واسطهء اشفاقى كه دربارهء او داشت رموز خبى خفى ملكى را با او در ميان نهاد و از ضماير اسرار جهانگيرى و جهانبانى شمه‌اى چند اشراب فرمود . مشرب پست او متحمل آن نشد و خواست كه به همان مسائل اعتراض بر استاد خود كند ، ميسر نشد . چون شرح آن حكايت در ذيل اخبار حضرت سلطان غازى مشروح گفته خواهد شد در اين محل متعرض نشديم . القصه چون توقتاميش بر اعادى دولت غالب گرديد ، فتح‌نامه‌اى مشتمل بر انواع تملق به حضرت سلطان غازى فرستاد . حضرتش نصايحى چند مشفقانه كه تعلق به دارائى و داورى دارد در جواب بنوشت و از صلاح و فساد كليات و جزويات متنبه گردانيد و تحف و هداياى بىشمار ارسال فرمود . توقتاميش به موجب آن دساتير ، حكام سرحدهاى دور دست را بفريفت تا بياورد و از ايشان هر كه را قابل ملازمت ديد بازداشت و هركه را لايق محافظت آن سرحدها شناخت بازگردانيد و آنچه موافق مصلحت او نبودند به خرج كرد . و اختيار تمام الوس را از حد لبقا كه نهايت معمورهء شمال است ، تا حدود كفه ضبط نمود و سراى سلطان بركه را دار السلطنه ساخت . مدّت هفده سال بر سرير خانى متمكن بود . بعد از آن به واسطهء طغيان و كفران نعمت سلطان غازى مستهلك و مستأصل گرديده بىخان‌ومان شد ، تا عاقبت به حدود تولس در تاريخ سنهء سبع و ثمان مايه ( 807 ه / 1404 - 1405 م ) به دست ايدكو كشته شد . بعد از انكسار او چون حضرت سلطان غازى مراجعت نمود و تيمور قتلغ بن تيمور بيك خان [ كه ] به درگاه دولت ملتجى شده بود ، و ايدكو بن بالتى جاق از حضرت متخلف گرديده به تمچهء الوس اوزبك بازگشتند ، پيش از وصول ايشان جينتك اغلان ، گريختگان اويماق‌ها را جمع كرده به سواد الوس اوزبك ، تمچهء پادشاهى در دماغ خود مخمور كرد . چون خبر وصول تيمور [ قتلغ ] اغلان برسيد و تمامت ايل‌ها بنياد تخلف كردند جينتك با مخصوصان خود بگريخت ، و سلطنت بر تيمور قتلغ و امارت بر ايدكو مسلم شد .